Tuesday, March 29, 2011

درد دل‌ با آزادی


 آی آزادی
 اگر روزی به سرزمین من رسیدی
 در قالب پیرمردی سیاه پوش با ریش سپید و عبای سیاه  با لهجه ای غریب و فرهنگی عرب و چشمهایی  سرد وترسناک نیا
 برایمان  از مرگ نگو
 به گورستان نرو
 گورستان پایان است ، نباید آغاز باشد
 این بار توی دهان هیچ کس نزن، وعده ی توخالی نده
 نفت را بر سر سفره ها نیار، نان  مان را بر سر سفره ها یمان باقی بگذار
 از آب و برق مجانی نگو. از تلاش  انسانی بگو، از سازندگی و آبادانی بگو
از تعهد کور نگو ، از تخصص و دانش و شور بگو
آی آزادی
 اگر روزی به سرزمین من رسیدی، با شادی بیا
با چادر سیاه و تهجر و ریش  نیا، با مارش نظامی و جنگ نیا
 با آواز و موسیقی و رنگ بیا
با تفنگ های بزرگ در دست کودکان کوچک نیا
 با گل و بوسه و کتاب بیا
 از تقوا و جنگ و شهادت نگو، از انسانیت و صلح و شهامت بگو
 برایمان از زندگی بگو، از پنجره های باز بگو،  دلهای ما را با نسیم آشتی بده
 با دوستی  و عشق آشنایمان کن
 به ما بیاموز که چگونه زندگی کنیم، چگونه مردن را به وقت خود خواهیم آموخت
به ما شان انسان بودن را بیاموز، به خدا ” خود” خواهیم رسید
آی آزادی ، اگر به سر زمین من رسیدی ، بر قلبهای عاشق ما قدم بگذار
 مهرت را در دلهای ما بیفکن تا آزادگی در درون ما بجوشد
 و تو را با هیچ چیز دیگری تاخت نزنیم
  با هر نفس یادمان بماند که تو از نفس عزیز تری!  بدانیم که آزادی یک نعمت نیست
 یک مسولیت است
 به ما بیاموز که داشتن و نگهداشتن تو سخت است! ما را با خودت آشنا کن
 ما از تو چیز زیادی نمی دانیم. ما فقط نامت را زمزمه کرده ایم
 ما به وسعت یک تاریخ از تو محروم مانده ایم
 ای نادیده ترین !اگر آمدی با نشانی بیا که تو را بشناسیم
.هان !آی آزادی ، اگر به سرزمین ما آمدی ، با آگاهی بیا
 تا بر دروازه های این شهر تو را با شمشیر گردن نزنیم
تا در حافظه ی کند تاریخ نگذاریم که  تو را از ما بدزدند
 تا تو را با بی بند و باری و هیچ بدل دیگری اشتباه نگیریم
 آخر می دانی ؟
 بهای قدمهای تو بر این خاک خون های خوب ترین فرزندان این  سرزمین بوده است
.بهای تو سنگین ترین بهای دنیاست .پس این بار با آگاهی بیا....با آگاهی. با آگاهی

با تفکر خمینی جلّاد (خط امام) بیشتر آشنا شویم

.
بايد وزارت اوقاف از ما باشد …. آنوقت ببينيد که ما با همين اوقاف اين فقرا را غني شان مي کنيم .. شما ما را اجازه دهيد که ماليات اسلامي را به آنطوري که اسلام با شمشير مي گرفت بگيريم از مردم ما فقرا را غتي مي کنيم آن وقت ببينيد که ديگر يک فقير باقي مي ماند 
صحفه نور  جلد1ص 392

اعلامیه حقوق بشر همه اش حرف بی ربط است
همان  جلد4 ص 402

البته انحصار به این معنا که باید اسلام باشد،غیر اسلام نباشد.پیغمبر اسلام هم می گفت((لا الله الا الله)).این هم انحصار است دیگر. البته انحصار به اين معني که بايد اسلام باشد و غير اسلام نباشد همه ما انحصار طلبيم ..مسلمين همه انحصار طلبند پيغمبر ها هم همه انحصار طلب بودند خداي تبارک و تعالي هم انحصار طلب است .. انحصار طلبي – في نفسه – امر فاسدي نيست 
همان جلد 15ص 200

اسلام احکام جنگ دارد اينقدر در قرآن راجع به جنگ با کفارو جنگ با اشخاصي که فاسد هستند در قرآن هست : شمشير ها را بکشيد و اين علف هاي هرزه را قطعشان کنيد ….اينها را قطعشان کنيد يا آدمشان کنيد
همان جلد 4 ص 33

اگرشمشير براي خدا بلند بشود و براي خدا پايين بيايد اين انگيزه ؛ انگيزه الهي است …ارزشمند است
همان جلد 20 ص 202

شما اسلام را به مردم بگوييد …شما سوره برائت را براي مردم چرا نمي خوانيد شما آيا ت قتال را چرا نمي خوانيد ؟ هي آيات رحمت را مي خوانيد در آن قتال هم رحمت است براي اينکه مي خواهد آدم درست کند آدم گاهي درست نمي شود فرض گاهي نمي شود الا بالکي [داغ کردن ] بايد ببرند داغ کنند تا درست بشود جامعه بايد آنهايي که فاسد هستند از آن بيرون ريخته شوند.قران می گوید با اشخاصی که مسلمند با مدارا رفتار کنید و ان ها که با خدا نیستند بزنید،بکشید،حبس کنید.
همان ج 19 صفحات 139و138

از دست همين اشخاص که فرياد آزادي مي کشند براي ملت ايران من بدبختي دارم
همان ج 7 ص 460

قلم هاي فاسد نبايد آزاد باشد الان هم فاسدهاشان خيلي آزادند من جمله همين قلم ها که مي گويند چرا آزاد نمي گذاريد
همان ج 10 ص 350

ما به ديوار مي زنيم آن حرفي را که بر خلاف مصالح اسلام باشد
همان ج 10 ص 221

اعدام هايي که در اسلام هست اعدام هاي رحمت است … اگر چهار تا دزد را دستش را ببرند در مجمع عمومي ؛ دزدي تمام مي شود ؛ اگر چهارتا آدمي که به فحشاء مبتلا است آنرا شلاق بزنند در جامعه فحشاء از بين مي رود …. اين حقوق دانها نمي فهمند … اينها مي خواهند حقوق بشر ! توچه مي داني بشر چه هست تا حق بشر چه باشد
همان ج 8 ص 332

اين طبقه مردم  زود صالح مي شوند اينها ؛ ما هر چه مشکل داريم از اين طبقه اي است که ادعا مي کنند که ما روشنفکريم و ما حقوق دانيم و ما – نمي دانم – طرفدار چي هستيم ؛ .. ما از اينها داريم صدمه مي خوريم
همان ج 9 ص 12

خطر دانشگاه از خطر بمب خوشه اي هم بالاتر است
همان ج 13ص 418

وقتي دانشگاه ها بسته شد چه افراد مهم مخالفت کردند سابق وقتي دانشگاه دست ما نبود ديديد که چه حيواناتي بيرون مي آمد
همان ج 14 ص 498

زن ها را وارد کرديد در ادارات ؛ ببينيد در هر اداره اي وارد شدند آن اداره فلج شد فعلا محدود است علما مي گويند توسعه ندهيد به استان ها نفرستيد ؛ زن اگر وارد دستگاهي شد اوضاع را بهم مي زند ؛ مي خواهيد استقلالتان را زن ها تأمين کنند
همان ج 1 ص 118

فرمان تاریخی امام خمینی برای مخالفت اعطای حق رای به زنها
بسم الله الرحمن الرحیم
حضور مبارک اعلیحضرت همایون
پس از اهداء تحیت و دعا، به طوری که در روزنامه ها منتشر است، دولت در انجمن‌های ایالتی و ولایتی اسلام را در رای دهندگان و منتخبین شرط نکرده و به زنها حق رای داده است و این امر موجب نگرانی علماء اعلام و سایر طبقات مسلمین است.
بر خاطر همایونی مکشوف است که صلاح مملکت در حفظ احکام دین مبین اسلام و آرامش قلوب است.
مستدعی است امر فرمائید مطالبی را که مخالف دیانت مقدسه و مذهب رسمی مملکت است از برنامه‌های دولتی و حزبی حذف نمایند تا موجب دعاگوئی ملت مسلمان شود.
الداعی روح الله الموسوی
1341/17/7ـ  همان، جلد اول صفحه87


اينها مي خواهند كه تمام مخازن ما را ببرند؛ و اين ملت بيچاره بعد از اينكه نفتش رفت و منابعش از بين رفت ، بعد چه بايد بكند؟ خدا مي داند چه بايد بكند. اين آقا مي گويد كه بايد از خورشيد ما چيز [انرژي ] بگيريم ! تو چراغ نفتي را نمي تواني روشن كني ؛ شمامي خواهيد از خورشيد قدرت بگيريد؟! اين حرفها چه است ؟ اين حرفها براي اغفال مردم است . تمام اين صحنه سازيهايي كه دارند مي كنند براي اين است كه اين مردكه رانگهش دارند آنها با قدرتهاي خودشان
همان جلد سوم - صفحه 494

… من از پيشگاه خداي متعال و از پيشگاه ملت عزيز، عذر مي خواهم ، خطاي خودمان را عذر مي خواهم .ما مردم انقلابي نبوديم ، دولت ما انقلابي نيست ، ارتش ما انقلابي نيست ، ژاندارمري ماانقلابي نيست ، شهرباني ما انقلابي نيست ، پاسداران ما هم انقلابي نيستند؛ من هم انقلابي نيستم . اگر ما انقلابي بوديم ، اجازه نمي داديم اينها اظهار وجود كنند. تمام احزاب راممنوع اعلام مي كرديم . تمام جبهه ها را ممنوع اعلام مي كرديم . يك حزب ، و آن “حزب الله “، حزب مستضعفين . و من توبه مي كنم از اين اشتباهي كه كردم ، و من اعلام مي كنم به اين قشرهاي فاسد درسرتاسر ايران كه اگر سر جاي خودشان ننشينند، ما به طور انقلابي با آنها عمل مي كنيم .مولاي ما، اميرالمومنين – سلام الله عليه – آن مرد نمونه عالم ، آن انسان به تمام معنا انسان ،آنكه در عبادت آنطور بود و در زهد و تقوا آنطور و در رحم و مروت آنطور و بامستضعفين آنطور بود، با مستكبرين و با كساني كه توطئه مي كنند شمشير را [مي كشيد و]مي كشت . هفتصد نفر را در يك روز – چنانچه نقل مي كنند – از يهود بني قريضه – كه نظيراسرائيل بود و اينها از نسل آنها شايد باشند – از دم شمشير گذراند! خداي تبارك و تعالي در موضع عفو و رحمت رحيم است . و در موضع انتقام ، انتقامجو. امام مسلمين هم اينطوربود، در موقع رحمت ، رحمت ؛ و در موقع انتقام ، انتقام 
همان جلد 9 صفحه 282

نزدیکی با زوجه قبل از تمام شدن 9 سال جایز نیست – نکاحش دائم باشد یا منقطع – و اما سایر لذت ها مانند لمس نمودن با شهوت و بغل گرفتن و تفخیذ او حتی در شیر خوارگی اشکالی ندارد.
تحریر الوسیله صفحه  430 مساله 12

این سخنان خمینی است که در اولین سالگرد اشغال سفارت آمریکا توسط دانشجویان خط امام ایراد شده است:
 این جوان‌های ما رفتند، ریختند و اعضای آن‌جا را گرفتند و هیچ آسمان به زمین نیامد… این خدمت بود. شما الآن یکسال است این جاسوس‌ها را در آنجا حبس کردید و خبری نشد… الان ما را حصر اقتصادی کردند چه شد؟ مثلا ما کجایمان گیر کرده است؟… آن چیزی که برای ما ارزش دارد اسلام است. .. ما برای شکممان قیام نکردیم…  ما از انزوا نمی‌ترسیم. استقبال هم می‌کنیم. اما ما منزوی نیستیم. شما خیال می‌کنید ما منزوی هستیم. برای شکممان قیام نکردیم، برای اسلام قیام کردیم.

با این گفته آیت الله، آن اظهار نظر اقتصادی-رویایی چندان غیرمنتظره نیست:
دلخوش به این مقدار نباشید که فقط مسکن میسازیم، آب و برق را مجانی میکنیم، اتوبوس را مجانی میکنیم.دلخوش به این مقدار نباشید.

من نمیتوانم تصور کنم، هیچ عاقلی نمیتواند تصور کند که بگویند ما خون هایمان را دادیم که خربزه ارزان بشود، ما جوانهایمان را دادیم که خانه ارزان بشود، این منطق باطلی است که شاید کسانی انداخته باشند، مغرض ها انداخته باشند، توی دهن های مردم که بگویند ما خون دادیم که مثلا کشاورزی مان چه بشود. آدم خودش را به کشتن نمیدهد که کشاورزی اش چه بشود.همه دیدید که تمام قشرها ، خانم ها ریختند توی خیابان ها ، جوان ها ریختند توی خیابان ها،در پشت بام ها در کوچه و برزن و همه جا، فریادشان این بود که اسلام میخواهیم، برای اسلام است که انسان میتواند جانش را بدهد، اولیا ما هم برای اسلام جان دادند نه برای اقتصاد، اقتصاد قابل این نیست. آن هایی که دم از اقتصاد می زنند و زیربنای همه چیز را اقتصاد میدانند از باب اینکه انسان را نمیدانند یعنی چه، خیال میکنند انسان یک حیوانی است که همان خورد و خوراک است. منتها خورد و خوراک این حیوان با حیوانات دیگر یک فرقی دارد. این چلوکباب میخورد، او کاه میخورد.اما هر دو حیوانند، اینهایی که زیربنای همه چیز را اقتصاد میدانند، اینها انسان را حیوان میدانند. حیوان هم همه چیزش  فدای اقتصادش است.زیر بنای همه چیزش، الاغ هم زیر بنای همه چیزش اقتصادش است.

ريشه تمام مصيبتهايي كه تاكنون براي بشر پيش آمده از دانشگاهها بوده است… همه مصيبتهايي كه در دنيا پيدا شده از متفكرين و متخصصين دانشگاهي است… اگر به اسلام علاقه داريد بدانيد كه خطر دانشگاه از خطر بمب خوشه اي بالاتر است
خمینی در ديدار با اعضاي دفتر تحكيم وحدت حوزه و دانشگاه، 27 آذر 1359